تبليغاتX
سمیرمی دیگر
شعر - داستان
سیاهچالها ذهن یک دیوانه 

در خاطرات گم شده ام

مردي است يا زني

كه در سياه چالهاي زمان گير كرده است

هر بار نفس كه مي كشم

سياه سياه

سياه چالها پر شده اند

ديگر جايي نمانده است

نگشته

در زمانهای هنوز در گذر

|+| نوشته شده توسط شاید خودم در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 | موضوع:
بالا